جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
235
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
و موقعيت او را در مسائل اجتماعى بشناسد ، بهخوبى درك مىكند كه او چون شمشيرى آخته بر بالاى سر خودكامگان متجاوز بود و كوشش پىگيرش در راه برقرارى عدالت اجتماعى ، در افكار ، بيانات ، حكومت و سياستش جلوهگر است . امام با روشهايى كه در قبال تجاوزكاران به حقوق مردم - آنهايى كه با بيچارهنمودن توده و ناديدهگرفتن مصالح عمومى و منافع جامعه ، پايههاى افتخارات پوشالى خود را بر دوش مردم رنج كشيده مىنهادند - در پيش مىگرفت ، در راه استقرار عدالت براى همگان ، مىكوشيد . انديشهء بسط عدالت اجتماعى ، در ذهن نيرومند امام ، براساس حقوق تودهء مردم ، نضج گرفت و طبيعى است كه پيادهكردن اين انديشه ، مستلزم از بينبردن اختلافات طبقاتى - كه در آن ثروتمندان و بزرگان قوم را به سيرى و پرخورى و بينوايان و زيردستان را به گرسنگى و ناتوانى دچار ساخته بود - گردد . فرياد رساى امام در اين پيكار اجتماعى همواره طنينافكن بود و تازيانهاش همواره كوبان و دفاعش از ارزشهاى انسانى همواره بزرگ و سخت بود و هرگز در اين امر سستى و سازش راه نداشت . امام با روش حكومتى خود ، نشاندهنده برترين نمونه زمامدارى است كه در آن بخش از تاريخ بشر او در راه حفظ حقوق انسان مىكوشيد و با تمام قوا و با همه وسائلى كه در اختيار داشت ، در اجراى اين هدف كار مىكرد . على به درك بسيار روشنى از واقعيت جامعه رسيده بود ؛ جامعهاى كه بر اساس محروميت اجتماعى پايهگذارى شده است . امام بهتر از ديگران مىدانست كه بهترين شكل تحول جامعه چيست و شرايط تا چه حد آمادهء اين تحول است . در